|
همیشه امواج زندگی را با آغوش باز پذیرا باش حتی اگر
گاه تو را با خود به اعماق آبها ببرد آن ماهی که همیشه بر سطح آب می بینی مرده است.... از طرف دوست خوبم محمود + نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388 15:0 توسط مجید هاشمی |
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 7:31 توسط مجید هاشمی |
+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388 7:21 توسط مجید هاشمی |
فارسنامه ناصری از کوهمره شکان نام برده است که قصبه ی آن بورنجان است.مورخین قرون اولیه اسلامی مانند استخری(متوفی ۳۴۶ه.ق)و ابن حوقل از شاهکانیان وشاهکانیه در منطقه کوهمره کنونی نام برده اند.تشابه اسمی بین کوهمره شکان ناصری وسایرین نشان از قدمت کوهمره ی شکان می باشد.در مورد اینکه چه زمانی و به چه دلیل این قصبه به بورنجان تغییر نام داده است سند زنده و معتبری در دست نیست.اما آنچه مسلم است در زمان قاجاریه(۱۳۰۰قمری)به همین نام خوانده می شده که در فسایی در کتاب خود از آن نام برده است.حتی از شاعری به نام رامش بورنجانی نام برده است . در زبان محاوره ای محلی از آن به برنگو نام برده می شود مرحوم دکتر معیین در کتاب برهان قاطع جلد اول صفحه ی ۳۸از این روستا به نام بورینگون نام برده است.باغستانهای سردسیری بورنجان با درختان انبوه ومیوه های متنوع چشمه های آب گوارا آثار و عمارت کلاه فرنگی وآثار بجا مانده ی مکتب خانه ی سید عبدالله بلیانی درخت کهنسال ومشهور سرو میرزآقاودرخت تناور گردو مشهور به لردک بعلاوه موطن بزرگانی چون میرزا باقر بورنجانی و خاندان سادات شجاعی بخصوص سید علی سادات شجاعی موجب اشتهار بورنجان گردیده است.
عین متن کتاب کمربند سبز فارس صفحه ی ۳۹ اثر خداخواست جوکار + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 15:39 توسط مجید هاشمی |
آنجا که خدا خالق است و همه چیز مخلوق دنیا علت و معلول است و زمین بستر آرامش هر جا که بنگری دنیای عظیمی جریان دارد.همه حکایت از عبودیت تو دارد تویی که جریان داری تویی که وجود داری و خودت هم خوب میدانی اما آیا ندانستی مثل تو هم هست دوست دارد جریان داشته باشد دوست دارد بیارامد و بیاساید و اظهار عبودیت کند و گردن طاعت زیر نهد حال شاید افق علت و معلولی به پیشگاه وظیفه ی تو ختم شود تویی که میتوانی واسطه ی علت العلل وعلتی برای اینهمه معلول باشی پس دست بینداز و دست برادر و همنوع خویش را بگیر ته تو هم بنده ای باشی نوازش کرده باشی وطاعت نهاده باشی تا فردا و فرداهایت صفحه ی شکوه نباشد و وجودت تنگ دعایی سبز نشود.
حال من از تو یاری می جویم. تونیکی می کن و در دجله انداز که ایزد دربیابانت دهد بازن ببببه امید یاری همه + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 11:15 توسط مجید هاشمی |
|
| ||||||